🔸 نیل پُستمن در «زندگی در عیش» بهخوبی نشان داده است که چگونه تخمِ فرهنگ و اعتقاد در شورهزارِ تکنولوژی و رسانههای مدرن ضایع میشود. این ذاتِ مدرنیته و رسانه است که هر امرِ قدسی را از محرابِ معنا به صحنه نمایش کشانده و «دیده شدن» را به غایتی مستقل و با کارکردهایی گوناگون بدل ساخته است.
🔹 اجتماعاتِ هزاراننفری که گاه بر محورِ محبوبیتِ یک مداح میتواند یک مجتهدِ معمولی را نمنمک بر مسند مرجعیت نشاند؛ یا با وقفِ فرش و مناره و چلچراغ از سوی یک فاسد اقتصادی، آبرو و مشروعیت برایش بتراشد و چه کارهای دیگر که رندان خوب میدانند! تعابیر پرطنطنه «بانی مجلس»، «واقف اعتاب»، «خادم مشاهد» و نظایر آن که در گذشته نشانه خدمت همان بانیان و واقفان و خَیرانی بود که از افشای نام خود تحاشی داشتند (که خدایشان بیامرزاد) امروز در نزد برخی کارکرد آن جامه خوشسیما را دارد که بر هیکلی ناباندام پوشانده شده تا زوایا و خبایای ناهمگونش، اسباب تهوع و تنفر ناظران نشود و از سادهدلان دین و دنیا برباید! این بساط مدرنیتهساخت، چند آفت ویژه هم دارد:
🔸 آفت نخست، مشروعیتبخشی به فاسدین است! نامهای گرهخورده با رانت و فساد، اینک در مخیال عوامالناسی که دماغشان با چشمشان کار میکند، تطهیر میشوند و مصونیت مییابند.
🔹 دوم، بیاعتمادی به نهادهای دینی است! خلق الله با خود میپندارند فلان عالم و متولی دینی که تا دیروز از تکه نان مشتبهی احتیاط میکرد چه شد که امروز با صاحبان ثروت، همپیاله شده است! لحظهای درنگ نکنید که چنگال این جماعت، ناخنی سخت بر چهره اعتماد عمومی میخراشد؛ و عدالت و فرهنگ و صداقت و اندک معتقَدات باقی مانده عوام را، که تا امروز متبوع و مطبوعشان افتاده بود، به مسلخ میکشاند.
🔸 آفت سوم اما، وارونگی معیارهاست! اخلاص و تقوا و گمنامی، اگر تا دیروز ملاک و معیار سنجشِ رفتار و منزلت اشخاص بود؛ امروز مشتی مسکوکات شبههناک؛ و خمس و نذورات و وقف حاصل از رانت و فساد؛ سنجه اعمال و میزان اعتبار «نام»ها گشته است!
🔹 راهِ برونرفت اما، نفی مطلق انعکاسِ رسانهایِ مناسک نیست چرا که اساساً سیل ویرانگر مدرنیته را یارای مقابله نیست! بل فعلاً چاره در مهارِ جنبه نمایشی آن، در مدیریتِ آگاهانه صحنه و کاستن از جلوهگری آن، در ارج نهادن اخلاقِ گمنامی وقف و نذورات آن، در ترویج سازوکارهای کاستن از فساد ساختاری آن، و دهها «در… آن» دیگر است!